عبدالله مستوفى

507

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بعضى براى ييلاق و مرتع مناسب‌ترى دامهاى خود را بكوههاى فشند و طالقان هم ميفرستاده‌اند . در اسدآباد همدان هم ، طبيعة همين وضع پيش‌آمده ، و آنها هم زارع دامپرور گشته‌اند . ايل مادرى هم كه در اروميه مانده ، چون از قدرت ايلى آن كاسته شده ، و بخصوص رؤساى آنها هم با شعبهء فرعى به تهران رفته بودند ، ناگزير وارد زندگانى زراعتى شده ، و رؤساى درجهء دوم آنها در مراتع نهرها و قنواتى احداث كرده ، و بزراعت پرداختند . شعبه‌هاى فرعى ديگر آنها ، بعضى قديما و برخى بعد از اين تاريخ ، بكرمان و خراسان و مراغه و تكاب و شاهين‌دژ ، رفته ده‌نشين شدند . اگر خوانندهء عزيز بدهات افشارنشين ساوجبلاغ تهران و اسدآباد همدان و اروميهء آذربايجان برود ، اسم تيرهء قاسملو را ، كه تيرهء اصلى ، و ايلخانىها هم از همين تيره بوده‌اند در هرسه محل خواهد شنيد . در ساوجبلاغ باد غربى را كه از بحر خزر برميخيزد ، بادمه ، و باد گرم شرقى را با دراز « 1 » مىگويند . همين اصطلاح را در اسدآباد همدان و دهات رضائيهء امروز ، كه همان اروميهء ديروز است نيز خواهد يافت ، و اسم خانوادگى قاسملو را در اكثر خانواده‌هاى اسدآباد ملاحظه خواهد فرمود . من ، در ساوجبلاغ و رضائيه اصطلاحات رعيتى و اسامى گياههاى يك‌جور خيلى شنيده‌ام كه مسلما در اسدآباد و ساير جاهاى افشارنشين هم ، همان اصطلاحات و اسامى مصطلح و متداول است . مثلا رسم زارعين بر اين است ، كه كردهاى زراعت خود را به تناسب شيب زمين ، يا جنوبى شمالى ، و يا شرقى غربى مىكشند ، و چون در ايران همه‌جا تقريبا جنوب و قبله يكى است ، كردبندى جنوبى شمالى را ، همه‌جا قبله‌بست مىگويند ولى كردبندى شرقى غربى در هر محل اسم خاصى دارد . در اروميه و ساوجبلاغ تهران اين طرز اخير را ، به همان مناسبت بادمه « مه‌بست » موسوم كرده‌اند . شايد در دهات افشارنشين شاهين‌دژ و تكاب ، و حتى اقطاع افشار كرمان هم اين اصطلاح معمول باشد . اولاد و احفاد خانها و ايل بكىهاى سابق اين ايل ، در تهران مشغول خدمت دولتى و بانكى يا ملاكى يا تجارت شده‌اند . چنان كه ، در رضائيه هم ، خانواده‌هاى محترم و نجبا كه همه قاسملو ، و از اولاد همان ايلخانىهاى سابق هستند ، بملاكى و كارهاى دولتى مشغولند . اللهيار خان آجودان باشى زمان ناصر الدين شاه ، و پسرش حسن خان سردار كل و وزير نظام آخرى ، و اولاد او كه همه در نظام فعلى مشغول خدمتند ، اصلا اروميه‌اى ، و پسر عموهاى همان خوانين قاسملوى اروميه و ساوجبلاغ تهران و اسدآباد همدان ميباشند . همچنين عرب‌هاى ورامين ، كه نادرشاه آنها را از ايل مادرى آنها ، كه در فارس هستند ، جدا كرده در ورامين مسكن داده ، و آقا محمد خان نظر بهمراهى كه ، در به دو امر از آنها ديده است ، آنها را طرف توجه قرار داده ، و بعضى از رؤساى آنها در تهران محلهء خاصى ( محلهء عربها ) براى خود اختيار كرده ، خانه‌هائى ساخته‌اند . امروز اولاد ايل‌بيگيهاى سابق آنها ، در ورامين بملاكى ، و افراد آنها ، برعيتى مشغولند . اينها هنوز هم اصطلاحات محل اصلى را فراموش نكرده ، و حتى كردم و گفتم و ميكنم و ميگم جنوبيهاى فارس را ،

--> ( 1 ) - اين باد شرقى را در شهريار و فشافويه و ورامين باد خوشو ميخوانند .